پروژه پوشک گیرون
بالاخره این دخملی ما قبول کرده که دیگه پوشک رو کنار بذار
البته نه اینکه نمی تونست بلکه لجبازی می کرد اما یک بار که مثل همیشه پی پی کرده بود و نگفته بود پاهاش بد جوری سوخته بود و خیلی اذیت شد ، از فرداش که به خاله لیلا هم گزارش داد این دخملی من زیر و رو شد و به یکباره هم جیش و هم پی پی را گفت . حالا هر موقع پوشکهای باقی مونده رو می بینه و در موردشون سوال می کنه می گم قراره یادگاری نگه داریم تا وقتی بزرگ تر شدی عین لباسهای نوزادیت نگاه کنی و ببینی چقدر کوچولو بودی.
گل دختری خورشید بانو یم ( البته هر موقع این حرف رو می گم برمی گرده و می گه من آیلا هستم خورشید بانو نیستم ) باز با موفقیت یک مرحله دیگه از دوران کودکیت را پشت سر گذاشتی با امید به موفقیتهای نو![]()




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پروژه پوشک گیرون
